کاندید

 کاندید *** دانلود

 

ولتر در داستان کاندید چه می‌گوید ؟
کاندید پسر خوش سیمایی است که در کاخ مجلل یک بارون آلمانی در ناحیه وستافلی زندگی می‌کند . کاندید فرزند نامشروع بارون است . بهترین وسایل زندگی و تربیت برای کاندید در خانه بارون فراهم شده است . پانگلوس آموزگار دانشمند آن ناحیه استاد اوست و به او علوم مختلف را آموزش می‌دهد . کاندید آنقدر پاکدل و عفیف و مودب است که حتی به دختر زیبای بارون نگاه هم نمی‌کند . اما اعتبار این پاکی برای کاندید زیاد دوام نمی‌آورد و وقتی که بارون به کاندید شک می‌کند او را از خانه خود بیرون می‌راند . کاندید به سربازان بلغاری می‌پیوندد و در سلک آنان درمی‌آید . حوادث روزگار او را دوباره با استادش پانگلوس که حالا به گدایی افتاده روبرو می‌کند . استاد برای شاگرد توضیح می‌دهد که چگونه پس از وقوع جنگ ، سربازان به کاخ بارون ریخته و پس از کشتن ساکنان آنجا همه چیز را با خاک یکسان کرده‌اند.. گفتگوی استاد و شاگرد خود شنیدنی است :
" - کاندید : خوب استاد ، به من بگو دنیا را چگونه می‌بینی ؟ تو که می‌گفتی این دنیا محیط پر از خوشبختی است ، حالا نظرت چیست ؟
پانگلوس : آه ، فرزندم ، دنیا می‌توانست از این بدتر هم باشد . فکرش را بکن . اگر من نگریخته بودم چه سرنوشتی داشتم ؟ افسوس که بیماری مرا رنج می‌دهد .
کاندید : کدام بیماری استاد ؟ - پانگلوس : میدانی فرزند. حالا که همه چیز گذشته بد نیست که اسراری را پیش تو فاش کنم... "